
اجزای تلفات الکتریکی:
در شبکه های برق رسانی انرژی الکتریکی به شکل های مختلف به هدر می رود که اجزاء تلفات و سهم هر یک از آن ها در کل تلفات سیستم در شبکه های مختلف متفاوت می باشد .
بنا براین لازمه بررسی تلفات انرژی در هر شبکه و چگونگی کاهش آن،شناسایی اجزاء مختلف تلفات می باشد.تجزیه و تحلیل تلفات در شبکه های برق رسانی نشان می دهد که اجزاء تلفات بسیارمتعدد و متفاوت می باشند اما بطور کلی می توان آن ها را در سه دسته اساسی یعنی تلفات ناشی از مسائل فنی، تلفات ناشی از عوامل مدیریتی و تلفات ناشی از فصل مشترک این دو عامل تقسیم نمود.
1-بخش فنی:
این بخش از تلفات تابعی است از مشخصات فنی تجهیزات منصوبه درپستها و خطوط انتقال و توزیع نیرو.در یک شرایط بهره برداری صحیح ازتآسیسات قسمت عمده تلفات هر شبکه را به خود اختصاص می دهد.کاهش این سری تلفات با حفظ تآسیسات و تجهیزات موجود کاری دشوار و تغریبا" غیر علمی است،مگر این که در مدیریت بهره برداری اشکالاتی وجود داشته باشد که طبیعتا" در چنین حالاتی ممکن است پس از اصلاح و رفع آن امکان تعدیل تلفات میسر گردد. این سری تلفات خود ازاجزاء مختلفی تشکیل می شوند که اهم آنها به شرح زیر می باشند.
الف-تلفات ژول در خطوط انتقال و توزیع نیرو:
بخش قابل توجهی از انرژی اتلکتریکی بصورت تلفات ژول در خطوط انتقال و توزیع نیرو به هدر می رود.مقدار این تلفات تابعی است از مقاطع هادی ها و جریان عبوری ازآن ها،البته مقاومت و جریان الکتریکی خود به عوامل بسیارمتعددی دیگری بستگی دارند که در بخش های بعدی به آنها اشاره می گردد در تمامی شبکه های برق رسانی درصد عمده تلفات سیستم مربوط به این بخش می باشد که عمدتا" در خطوط انتقال ،خطوط فوق توزیع و خطوط توزیع به هدر می روند، ضمن اینکه در تجهیزات الکتریکی بخصوص ترانسفورماتورها نیز این نوع تلفات قابل توجه می باشد. گرچه با افزایش قطر هادیها امکان تقلیل تلفات ژول میسر می باشد اما اجرای این شیوه در جهت کاهش تلفات همواره موجه و اقتصادی نمی باشد.
ب-تلفات در ترانسفورماتورها:
بخش دیگری از انرژی الکترکی در ترانسفورماتورهای شبکه های انتقال و توزیع نیرو به هدر می رود که سهم این بخش از تلفات نیز قابل توجه می باشد.تلفات در ترانسفورماتورها درمقایسه با سایر تجهیزات الکتریکی بسیار بیشتر می باشد به طوریکه در شبکه ها یا انتقال و توزیع نیرو می توان سهم سایر تجهیزات در میزان تلفات را در مقابل آن ناچیز فرض کرد.این بخش از تلفات به مشخصات فنی ترانسفورماتورها ی موجود در شبکه وابسته می باشد که طبیعتا" با حفظ آن ها امکان تعدیل یا تقلیل تلفات میسر نمی باشد مگر اینکه بتوان با مدیریت بهره برداری اصلاحاتی را انجام داد.
ج-تلفات در تجهیزات پست ها:
علاوه بر ترانسفورماتورها بخش قابل توجهی از تلفات در سایر تجهیزات پست ها از جمله راکتور ها،خازن ها و... به هدر می رود که مقدار آنها تابعی از مشخصات فنی تجهیزات است ومسلما" با حفظ آن ها نمی توان تغییر چندانی در میزان تلفات آن ها به وجود بنابراین لازم است در ارزیابی تلفات به این عوامل توجه داشته با شیم.ضمنا"مصارف داخلی اطاق فرمان،روشنایی محوطه و ساختمانهای اداری یا دیگر تأسیساتی که در محوطه پست ها قرار دارند نیز مصرف کننده انرژی الکتریکی می باشند که اگر مقادیر آنها اندازه گیری نشوند به حساب تلفات منظور می شوند .
د-تلفات کنتورها:
گرچه مصارف داخلی با تلفات درلوازم اندازه گیری کم می باشد اما با توجه به تعداد بسیار زیاد کنتورها مقدار آن قابل توجه می باشد.مصارف داخلی کنتورها چیزی در حدود یک تا دو وات می باشد اما به دلیل تعداد بسیار زیاد آن ها که در حدود چندین میلون می باشند، این بخش از تلفات نیز قابل توجه می باشد که باید در تجزیه و تحلیل تلفات به آن ها توجه گردد .البته این بخش از تلفات مربوط به شبکه های توزیع می باشد که میزان تشخیص آن باید بر اساس آزمایشات و مشخصه فنی اولیه تعیین گردد .
علاوه بر مصارف داخلی کنتور که می تواند سبب افزایش تلفات در شبکه های برق رسانی گردد،خطای اندازه گیری نیز می تواند با عث بروز اشتباهاتی در میزان انرژی مبادله شده،گردد.این سری مشکلات می توانند ارزیابی تلفات را با مشکل مواجه سازند چون اگر لوازم اندازه گیری میزان انرژی مبادله شده را کمتر یا بیشتر از مقدار واقعی نشان دهند،ممکن است مقدار تلفات را بیشتر یا کمتر از مقادیر واقعی بیان کنند.خطای لوازم اندازه گیری ممکن است تحت تآثیر عوامل مختلفی از جمله موارد زیر بوجود آید :
- خطای مجاز مربوط به سازنده
- ایجاد خطا در اثر فرسودگی
- ایجاد خطا در اثر اضافه بار
- ایجاد خطا دراثر تغییرات درجه حرارت محیط
- ایجاد خطا در اثر نسب نادرست
- بروز خطا در اثر تغییرات ولتاژ و فرکانس
- بروز خطا در اثر رطوبط هوا
- بروز خطا در اثرنفوذ گرد وغبار در داخل کنتور
- بروز خطا در اثر خرابی کنتور
مسلما" در طول بهره برداری از کنتورها عوامل فوق الذکر می توانند میزان واقعی انرژی عبوری را با اشتباه اندازه گیری نمایند.گر چه خطای برخی از آنها در جهت مثبت و برخی دیگر در جهت منفی است،اما دلیلی وجود ندارد که این خطاها هماهنگ باشند و به احتمال زیاد برایند آن ها سبب می شود تا میزان انرژی مبادله شده با دقت لازم اندازه گیری نگردد و در نتیجه احتمال بروز خطایی در محدوده (5+،5-) درصد وجود دارد.
ه-تلفات ولتاژ در ترانسفورماتورهای ولتاژ و جریان:
ترانسفورماتورهای جریان و ولتاژ نیز از تجهیزات مهم دیگری هستند که می توانند در افزایش خطای اندازه گیری نقش داشته باشند.در این رابطه چند عامل زیر می تواند در افزایش این اشتباهت دخالت داشته باشند :
- خطای ناشی ازمعیوب بودن دستگاه
- خطای ناشی ازاتصالات غلط مدارات
- خطای ناشی ازبکار گیری ضرایب تبدیل
در برخی از خطوط انتقال و توزیع نیرو وجود این اشکالات سبب می شود،تا لوازم اندازه گیری انرژِی دریافتی را بیش از انرژی ارسالی نشان دهند که مسلما" وجود این سری اشکالات می تواند ارزیابی تلفات در شبکه های برق رسانی را مواجه با اشکال سازد.
و-تلفات کرونا:
مقدار تلفات کرونا عمدتا"در شبکه های انتقال وجود دارد و مقدارآن ضمن اینکه به سطح ولتاژ،مشخصات فنی تجهیزات و قطر هادی ها (در خطوط انتقال نیرو) وابسته می باشد به شرایط آب و هوایی منطقه از جمله رطوبط هوا،درجه حرارت محیط، میزان آلودگی،ریزش باران وابسته می باشد به همین دلیل مقدار تلفات کرونا با توجه به شرایط آ ب وهوایی منطقه در دامنه بسیار وسیعی تغییر می کند.
ز-نشتی جریان:
بخشی از انرژی الکتریکی به صورت نشتی جریان در تجهیزات،کابل ها،خطوط هوایی به هدرمی روند. میزان این بخش از انرژی هدر رفته نیز تابعی ازشرایط آب و هوایی منطقه ،در خطوط انتقال و توزیع نیرو آلودگی محیط،رطوبت هوا و نزدیکی شاخه های درختان به خطوط از عوامل موثر در ایجاد تلفات می باشند،ضمنا" نامناسب بودن اتصال در کابل ها می تواند بخشی از انرژی الکتریکی را بصورت گرما هدر دهد.
ح-طراحی نادرست:
انتخاب و طراحی نادرست ظرفیت تجهیزات،مقاطع کابل ها،هادی ها،پایین بودن سطح ولتاژ و هم چنین آرایش نامناسب شبکه های برق رسانی عوامل دیگری هستند که در میزان تلفات دخالت دارند،میزان و درصد این بخش از تلفات بستگی به مشخصات فنی تجهیزات و شرایط شبکه های انتقال و توزیع نیرو دارد،اما امکان کاهش آن ها در یک شبکه مشخص وبا حفظ تجهیزات موجود موقعی عملی است که امکان اجرای اصلاحاتی از دیدگاه مدیریت بهره برداری میسر باشد.
2-بخش مدیریتی:
بخش دیگری از انرژی الکتریکی بدلیل بهره برداری نادرست،عدم بازرسی و مراقبت ،عدم تعمیرات درست،عدم جایگزینی تجهیزات مناسب و عدم توسعه به موقع شبکه های برق رسانی به هدر می روند .مقدار این بخش از تلفات به مشخصات فنی تجهیزات وابسته نمی باشد بلکه تحت تأثیر عوامل مدیریتی حادث می شوند که عوامل مهم آنها به شرح زیر می باشد.
الف-استفاده غیر مجاز از برق:
بخشی از انرژی الکتریکی به شکل ها و روش های مختلف به صورت غیر مجاز مورد استفاده قرارمی گیرند که در صد این بخش از انرژی هدر رفته تابعی است از شیوه مدیریت نظارت و کنترل.استفاده کنندگان غیر مجاز،انرژی الکتریکی را به شکل های مختلفی به مصرف می رسانند که برخی ازانواع متداول آن ها به شرح زیرمی باشد:
- اتصال مستقیم به فاز و نول
- احداث کابل های زمینی و اتصال به سر تیر ها یا تابلوها
- انحراف کنتور از وضعیت قائم و در نتیجه کمتر نشان دادن مقادیر مصرفی
- ایجاد نول بعد از کنتور و در نتیجه عدم بر گشت جریان و توقف اندازه گیری کنتورها
- استفاده از آهنربا در جهت کاهش سرعت گردش دیسک کنتور
- انداختن وزنه کوچک سربی یا جسم سنگین ودر نتیجه کاهش سرعت گردش آن
- ایجاد اصطکاک در مسیر ایجاد گردش دیسک، که یکی از روش ها سوراخ نمودن قسمتی از کنتور و قراردادن یک تکه سیم در مسیر گردش دیسک
- باز کردن پمپ و باز کردن شمارنده
ب-اشتباه در محاسبات:
انرژی فروخته نشده همواره به معنی تلفات نمی باشد،چون بخشی ازانرژی الکتریکی ممکن است دراثر اشتباه در بکار گیری ضرایب تبدیل ترانسفورماتورهای جریان یا ولتاژ و کنتورها کمتر از مقدار واقعی محاسبه و در نتیجه بخشی از انرژی به حساب تلفات منظور می گردد.علاوه بر موارد فروخته شده اشتباهی در محاسبات پیش آید که در مجموع باعث بروز خطا گردد.البته این اشتباهات فوق ممکن است در محاسبه کل انرژی همواره جهت کمتر نشان دادن انرژی فروخته شده نمی باشد و چه بسا ممکن است انرژِی فروخته شده را بیش ازمقدار واقعی نشان دهد و در نتیجه بخشی از تلفات واقعی را بپوشاند و در نتیجه مقدار تلفات را کمتر از مقدار کاهش تلفات واقعی بعمل نیاورند.
پ-حذف نام بعضی از مشترکین:
در برخی مورارد ممکن است نام برخی از مشترکین از لیست مصرف کنندگان خارج گردد. این عمل سسب می شود تا مصرف برق اینگونه مشترکین به حساب تلفات شبکه منظور گردد.در این سری مصرف کنندگان برق،چون کنتوری برای اندازه گیری مصرف برق نصب نمی شود عملا" مصارف آن ها به حساب تلفات شبکه منظور می گردد و در نتیجه تلفات را بیش از مقدار واقعی نشان می دهد.
ج-خطای لوازم اندازه گیری:
علاوه برکنتورها بروز خطا در سایر لوازم اندازه گیری یا لوازمی که نوعی در تعیین و تشخیص مقدار انرژی فروخته شده دخالت دارند ممکن است اشتباهی رخ دهد که باید از طریق بازرسی،آزمایش در دوره های مشخص نسبت به تصحیح و رفع آن اقدام نمود.
د-عدم استفاده درست از ترانسفورماتورها
چون ترانسفورماتورها نیز یکی ازعوامل مهم هدر دهنده انرژی الکتریکی در شبکه های برق رسانی می باشند،لذا عدم دقت در انتخاب ظرفیت درست آنها نیز باعث افزایش تلفات سیستم می گردد.گرچه تبفات بی باری و بارداری ترانسفورماتورها همواره وجود دارد اما در برخی موارد جایگزینی ترانسفورماتورهائی با ظرفیت بالا سبب می گردد تا بی مورد برخی از انرژی الکتریکی صرف تلفات بی باری بیش از حد مجاز گردد که این امر افزایش تلفات شبکه را به همراه دارد.
ه-روشنایی معابر و پارک ها:
مقایسه روشنایی خیابان ها و پارک ها در شهرهای مختلف نشان می دهد طراحی روشنایی از معیار خاصی طبعیت نمی کند،به طوریکه در برخی ازخیابان ها میزان روشنایی بیش ا ز حد نیاز و در برخی مناطق شاید کمتراز از حد استاندارد باشد.از دیدگاه تلفات انرژی،روشنایی خیابان ها و پارک ها از دو جهت باید مورد توجه قرار گیرند:
-مدیریت در طراحی روشنائی
-اندازه گیری مصارف روشنایی
در این رابطه دو نکته مهم باید مورد توجه قرار گیرد،تنظیم میزان روشنائی در حد اعتدال و استاندارد و اندازه گیری مصارف مربوط به شبکه های روشنائی.
و-تنظیم ولتاژ:
افت ولتاژ یکی از عوامل مؤثر درافزایش تلفات سیستم می باشد،به همین دلیل لازم است با توجه به مشخصه فنی شبکه نسبت به اصلاح آن اقدام نمود.یکی از روش های مناسبی که به کمک آن می توان تلفات را تنظیم نمود،به کار گیری تپ مناسب تپچنجرهای ترانسفورماتورها می باشد.
در این رابطه لازم است مدیران بهره برداری با یک برنامه ریزی مناسب از تپ چنجر ترانسفورماتورها درجهت افزایش ولتاژ اولیه خطوط انتقال یا توزیع نیرو اقدام نمود.این اقدام سبب کاهش جریان عبوری از هادی ها و در نتیجه تقلیل تلفات انرژی در طول مسیر خطوط می گردد.
ز-عدم توجه کافی به بهبود و توسعه شبکه:
گر چه هر وقت صحبت از اصلاح و بهبود شبکه به میان می آید عمدتا" اعمال روش های فنی است اما از دیدگاه مدیریتی نیز می تواند موارد مختلفی مطرح گردد.تعویض به موقع تجهیزات،کوتاه کردن طول کابل های مسیر تغذیه مشترکین برق،تعویض و ترمیم سیم و کابل های قدیمی و اصلاح شبکه های توزیع از عوامل مهمی هستند که می نوانند نقش مؤثری در کاهش تلفات به عهده داشنه با شند.با توجه به این که این اشکالات در نتیجه رشد بار ایجاد می شوند،درنتیجه اعمال مدیریت در این زمینه ها باید با یک برنامه صحیح و بطور سالیانه صورت گیرد .
3-بخش فنی و مدیریتی:
بخشی از تلفات انرژی در شبکه های برق رسانی ضمن اینکه ماهیت فنی دارند اما در اثر بهره برداری ناصحیح افزایش می یابند و یا به عبارت دیگر این نوع تلفات در حد فاصل بخش فنی و مدیریتی قرار می گیرند.در شبکه های برق رسانی این نوع تلفات از تنوع زیادی برخوردار می باشند که بر حسب مورد می توانند باعث افزایش تلفات سیستم شوند،این عوامل به اجزاء مختلفی تقسیم می شوند که به چند نمونه مهم از آنها اشاره می شود.
الف-گردش بی مورد توان اکتیو در شبکه:
در شبکه های رینگ یا در مشترکینی که از چند سوء تغذیه می شوند ممکن است عبور جریان الکتریکی از شاخه های مختلف شبکه از تناسب خوبی برخوردار نباشد که همین امر سبب می شود تا توان مورد نیاز مصرف کنندگان برق از مسیر طولانی تری عبور کند و در نتیجه باعث افزایش تلفات گردد.ضمنا" در صورتی که شهری یا منطقه ای از چند سوء تغذیه شود باید تلاش شود توزیع بار مورد نیاز در بین خطوط یکنواخت شود تا تلفات به حدأقل ممکن تقلیل یابد.
ب-گردش بی مورد توان راکتیو در شبکه:
همانند حالت قبل گردش بی مورد توان راکتیو در شبکه نیز می تواند باعث افزایش تلفات سیستم گردد.گرچه پایین بودن ضریب قدرت مصرف کننده خود عاملی جهت گردش بی مورد توان وار می با شد، اما گردش بی مورد توان واردر شبکه در اثر عوامل مختلفی از جمله نامناسب بودن ظرفیت و محل نصب خازن ها و در نتییجه عبور بی مورد جریان راکتیو از نقاط مختلف شبکه می باشد که می تواند افزایش تلفات سیستم را در خطوط و تجهیزات به همراه داشته باشد.
ج-پایین بودن ضریب قدرت در شبکه:
پایین بودن ضریب قدرت مصرف کنندگان برق سبب می شود که برای میزان معینی از توان اکتیو،جریان عبوری از هادی ها و ترانسفورماتورها افزایش یابد این عمل ضمن اینکه باعث اشغال بی مورد تجهیزات و شبکه می گردد،افزایش تلفات انرژِی را به همراه دارد.این بخش از تلفات تابعی است از ضریب قدرت مصرف کنندگان و طول خطوطی که این گونه مصارف را تغذیه می کنند.
د – بالا بودن ظرفیت خازن:
خازن ها تجهیزات مناسبی هستند که برای تأمین بار راکتیو در محل مصرف مورد استفاده قرار می گیرند.در صورتیکه بانک های خازنی متناسب با نیاز مصرف کنترل نشوند یا اینکه در محل مناسبی نصب نشوند چه بسا ممکن است در ساعات کم باری بار کاپا سیتور از محل مصرف به شبکه برگردد،که این موضوع در برخی از شبکه های محلی یا صنایع ممکن است اتفاق بیافتد و در نتیجه باعث افزایش تلفات گردد.به عبارت دیگر نصب بانک خازنی در مراکز مصرف گرچه کاهش تلفات توان در ساعات پیک می شود،اما اگر مقدار آن متناسب با بار کنترل نگردد،برگشت وار از مراکز مصرف به شبکه باعث افزایش تلفات انرژِی در دیگر ساعات شبانه روز می گردد.
ه – پایین بودن ولتاژ شبکه :
افت ولتاژ یکی از عوامل مهم افزایش تلفات انرژی الکتریکی در شبکه های برق رسانی می باشد،به طوریکه برای انتقال میزان معینی از توان هر5 درصد افت ولتاژ حدود 11 در صد تلفات را افزایش می دهد و مسلما" هر چه افت ولتاز افزایش یابد بر مقدار تلفات نیز افزوده می گردد.بنابراین در تخمین این بخش از تلفات لازم است دامنه تغییرات ولتاژ و درصد زمانی افت یا اضافه ولتاژها در دست باشد.
در شبکه های فشار ضعیف که مصرف کنندگان،ولتاژ شبکه داخلی خود را به کمک ترانسفورماتورهای تثبیت ولتاژ،تنظیم می نماید عملا" جریان عبوری از خطوط را افزایش می دهدند که بدین ترتیب ضمن باعث افزایش مضاعف افت ولتاژ و تلفات انرژی می شوند ممکن است دربرخی از موارد جریان عبوری از حد مجاز هادی ها خود نیز فزونی یابد و در نتیجه باعث افزایش درجه حرارت هادی ها به بیش از حد مجاز آن گردد ، که این عمل در برخی از موارد سبب تخریب هادی ها می گردد.
و – نامتعادلی بار در شبکه :
در شبکه های توزیع نیرو اگر جریان عبوری از فازها یکسان نباشد مشکل نامتعادلی بار را بوجود می آورد که این حالت از بهره برداری می تواند عواقب مختلفی از جمله موارد زیر به همراه داشته باشد:
- کاهش ظرفیت مؤثر خطوط
- افزایش افت ولتاژ در بعضی از فازها
- افزایش تلفات خطوط
با توجه به اینکه نیاز مصرف دائما" در حال تغییر می باشد اصولا" ایجاد یک تعادل در شبکه های برق رسانی کاری است غیر عملی ،لذا تلاش باید در جهت کمتر نمودن انحراف از حالت تعادل باشد.از دیدگاه تلفات هر چه نامتعادلی بار در شبکه های توزیع افزایش یابد تلفات نیز اضافه می گردد که باید از طریق اعمال مدیریت صحیح در انشعاب گری از فازها نسبت به آن اقدام نمود، چون هر چه درجه نامتعادلی بار بیشتر باشد مقدار تلفات در شبکه های برق رسانی نیز افزایش می یابد.
ز – عدم بهره برداری مناسب از ترانسفورماتور:
در پست هایی که از چند ترانسفورماتور به صورت موازی استفاده می گردد،عدم رعایت برخی از نکات می تواند باعث افزایش تلفات گردد. به عنوان مثال در برخی از موارد ممکن است بار عبوری از ترانسفورماتورها تا حدی تقلیل یابد که امکان خارج نمودن یک یا چند دستگاه ترانسفورماتوراز مدار میسر باشد.در چنین موارد با رعایت حدأقل ضریب اطمینان می توان از طریق خروج آنها از مدار،تلفات مجموع را کاهش داد.
ح – عدم سرویس به موقع خطوط یا تجهیزات:
بخشی از توان انتقالی در خطوط یا تجهیزات به صورت نشتی از طریق مقره ها و یا توسط شاخه های درختان بخصوص درخطوط توزیع به هدر می روند.نا مناسب بودن اتصالات در کابل ها یا هادی ها عامل دیگری است که سبب هدر رفتن بخشی از انرژی الکتریکی می گردد،در ترانسفورماتورها نیز عدم سرویس به موقع آنها ممکن است باعث کندی دفع حرارت و در نتیجه باعث افزایش درجه حرارت داخلی آن گردد،که این عامل می تواند سبب افزایش تلفات انرژی الکتریکی گردد.با توجه به مطالب فوق این نتیجه حاصل می شود که بخش قابل توجهی از انرژی الکتریکی در اثر بهره برداری نادرست می تواند به هدر برود که لازم است با به کار گیری دستور العمل های مناسب به تقلیل این بخش از تلفات انرژی که سرمایه گزاری جدیدی نیاز ندارد اقدام نمود.
و – عدم توسعه به موقع شبکه:
برنامه ریزی توسعه ای شبکه هر چه قدر هم با دقت و طراحی بهینه انجام گیرد باز هم رشد مصرف و توسعه شبکه های موجود،آنرا به سمت بهره برداری غیر اقتصادی سوق می دهند،مگر اینکه متناسب بارشد بار شبکه ها نیز افزایش یابند. مسلما" در طراحی و انتخاب هادی های خطوط انتقال وتوزیع نیرو به جریان عبوری ازآنها به بیش از ظرفیت اقتصادی آنها برسد،مقدار تلفات افزایش می یابد که در چنین حالت ازدیاد بیش از حد تلفات،توسعه شبکه را موجه می سازد.
بنابراین در جهت بهینه سازی تلفات در شبکه های انتقال و توزیع نیرو لازم است متناسب با رشد بار نسبت به توسعه شبکه ها،تعویض کابل های پربار،جابجایی ترانسفورماتورهای توزیع و نظائر آنها اقدام نمود.
ماهیت تلفات:
بی شک تمامی مسؤلین و مدیران شرکت های انتقال یا توزیع برق تمایل فراوانی نسبت به کاهش تلفات انرژی الکتریکی دارند.اما توجه به اجزای تلفات نشان می دهد که بخشی از ازآن ها به مشخصات فنی تجهیزات وابسته می باشند وبخشی دیگر به شرایط بارگزاری و بهره برداری از شبکه.به عبارت دیگر در هر شبکه تلفات را می توان به دو گروه کلی زیر تقسیم نمود:
الف – تلفات ثابت یا غیر قابل تنظیم :
تجزیه و تحلیل اجزای تلفات نشان می دهد که بخش عمده تلفات در هر شبکه به بافت آن بستگی دارد وامکان تقلیل آن میسر نمی باشد.به عنوان مثال تلفات ژولی تابعی است از مقاومت هادی ها و جریان عبوری از آن،در صورتیکه توان انتقالی ثابت باشد با بافت موجود شبکه امکان تقلیل آن میسر نمی باشد و یا تلفات بی باری ترانسفورماتورها همواره ثابت می باشد،تلفات بارداری هم در یک بهره برداری صحیح تقلیل پذیر نمی باشد.به عبارت دیگر بسیاری از اجزای تلفات غیر قابل کنترل می باشند، که همین امر سبب می شود که با شیوه های اقتصادی وفنی متعارف امکان تقلیل تلفات شبکه مورد مطالعه از حد مشخص و معینی میسر نگردد.
ب - تلفات متغیر یا قابل کنترل:
بخشی از تلفات انرژی الکتریکی ذر شبکه های برق رسانی به مدیریت بهره برداری، نظارت و کنترل از شبکه های برق رسانی بستگی دارد که چند نمونه مختلف از آن ها قبلا بیان گردید.تقلیل این نوع از تلفات با انجام بعضی از روشهای اصلاحی میسر می باشد اما اقتصادی بودن یا نبودن آن تابعی است از شرایط شبکه ،به عنوان مثال با افزایش ضریب قدرت در شبکه می توان از گردش بی مورد وار جلوگیری نمود واز این طریق مقدار تلفات را کاهش داد، اما لازمه انجام چنین کاری نصب بانکهای خازنی می باشد که همواره کاهش ضریب قدرت را از لحاظ اقتصادی توجیه نمی نماید.به عبارت دیگر گرچه بخشی از تلفات از نظر تکنیکی تقلیل پذیر می باشد اما ممکن است اجرای آن غیر اقتصادی باشد.هم چنین ممکن است رفع خطای لوازم اندازه گیری یا کاهش استفاده غیر مجاز از برق عملی باشد اما مسلما" اجرای چنین اقدامی نیز بدون انجام سرمایه گذاری عملی نیست.
بنا براین در هر شبکه بخشی از تلفات کنترل پذیر می باشد اما کنترل پذیری تلفات همواره به معنای اقتصادی بودن آنها نمی باشد،چون ممکن است هزینه های اجرایی آن قدر زیاد باشد که کاهش آن را توجیه ننماید .